الشيخ الكليني ( مترجم ومحقق : محمدباقر بهبودى )
104
الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى )
با اينكه سالها از ازدواج او مىگذشت صاحب فرزند نشده بود ، و به عقيدهء شيعيان ، امام بر حق نبايد عقيم باشد و تنها امام آخرين است كه بدون فرزند دار فانى را وداع خواهد كرد ، لذا باز هم اكثريت قريب به اتفاق ، همان مسألهء غيبت را پيش كشيدند و گفتند : لا بد موسى بن جعفر نمرده است ، بلكه از نظرها پنهان شده است . تا آنگاه كه على بن موسى صاحب فرزند شد ، و همگان متوجه شدند كه على بن موسى امام هشتمين است و پدرش موسى بن جعفر آخرين امام بر حق نبوده است كه از نظرها پنهان شده باشد ، بلكه مانند ساير امامان ، دار فانى را وداع گفته است . فرقهء كيسانيه هم كه بعد از سيد الشهداء سومين فرزند على بن ابى طالب را به امامت برگزيده بودند ، بعد از مرگ او دچار همين مشكل شدند و به ناچار گفتند : محمد حنفيه نمرده است ، بلكه در كوه رضوى به غارى پناه برده و از نظرها پنهان شده است . بارى در اثر اين گونه افكار و تصورات مذهبى بود كه مىبينيم راوى حديث با على بن موسى الرضا به كنكاش و مباحثه برخاسته و در صراحت لهجهء آن حضرت ترديد مىكند ، نه مىتواند باور كند كه موسى بن جعفر مرده است ، با آن كه از نظر واقعيت تاريخى ، مرگ آن سرور قطعى و مسلم بود . و نه مىتواند باور كند كه شخص على بن موسى امام است ، زيرا صاحب فرزند نيست . اما آن چهار تن از پيامبران الهى كه ويژگيهاى زندگى آنان در آخرين امام بر حق نمايان مىشود ، عبارتند از يوسف بن يعقوب ، موسى بن عمران ، عيسى بن مريم و محمد رسول خدا . از يوسف : دوران غيبت صغرى كه با مردم كنعان روبرو مىشد اما خود را معرفى نمىكرد . از موسى : پنهانى ولادت و نگرانى از دشمن ، كه او را به قتل نرسانند . از عيسى : شبههء مرگ ، كه مردم تصور مىكنند دار دنيا را وداع گفته است با آن كه زنده است . از محمد رسول خدا : قيام با شمشير و تشكيل حكومت ، تا آن حد كه دنيا را از عدل و داد پر كند بعد از آن كه از ظلم و جور پر شده باشد .